میدونی چرا وقتی تو چشمای کسی نگاه میکنی بیشتر دوستش داری؟چون خودتو توش میبینی...
سعی کن یک مشت آب را در دست بفشاری. خواهی دید که بسرعت ناپدید می شود. اما اگر به آرامی دست ات را در همان آب
رها کنی می بینی که با تمام وجود آب را حس می کنی
عشق یعنی کوچک کردن یک دنیا به اندازه یک نفر و یا بزرگ کردن یک نفر به اندازه یک دنیا
انگاری بوی تو بود زل زده بود به گریه هام
جمعه ی نبودنت خنده بود به هفته هام
نکنه سردی قلبم همشون یه نقشه بود
بشینه تو باورم من از تبار رفته هام
بیا این خط و نشون این چشو اینم کمون
گه دوستم نداری قدره عشقمو بدون
vvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvv
زیباترین گل با اولین باد پاییزی پرپر شد . با وفا ترین دوست به مرور زمان بی وفا شد . این پرپر شدن از گل نیست از طبیعت است و این بی وفایی از دوست نیست از روزگار است
vvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvv
عشق یعنی دستهایم ماله توست/ چشمهای خسته ام دنبال توست/ عشق یعنی ما گرفتار همیم / دوستدار هم طرفدار همیم/ هرچه میخواهد دلش آن می کند/ میکشد مارا و کتمان میکند/ عشق غیر از تاولی پر درد نیست/ هرکس این تاول ندارد مرد نیست/ آمدم تا عشق را معنا کنم/ بلکه جای خویش را پیدا کنم/ آمدم دیدم که جای لاف نیست/ عشق غیر از عین و شین و قاف نیست
شمع دانی به دم مرگ به پروانه چه گفت؟ گفت ای عاشق بیچاره فراموش شوی... سوخت پروانه ولی خوب جوابش را داد گفت طولی نکشد نیز تو خاموش شوی
سعی کن تنها باشی زیرا تنها بدنیا امدی و تنها از دنیا خواهی رفت.بگذار عظمت عشق را درک نکنی.زیرا انقدر عظیم است که تورا نابود خواهد کرد
منو عشق آسمونیت منو اون نامهربونیت منو حرفای نگفته منوکشته زخم دوریت.
منو باور نگاهت منو حادثه های خامت من و تو و یاد و خیالت
من و تو خاطرهامون من و تو همه نگامون
نشدم جدا یه لحظه من اسیر لحظه هامون
گفتی نمی خوای بمونی کنارم برو دیگه باهات کاری ندارم
واسه عشق آسمونیتون همه مهربونی تو دلم جایی برات ندارم
گفتم نمی خوای ببینی کی هستم همه زندگیمو پای تو بستم
بیا خستم منتظر نشستم نگو مستم قلبمو شکستم
یادته شبای پر غم و غصته نمی خواستم ببینم اشک چشاتو
حالا نیستی ببینی دارم میمیرم واسه دیدن یه لحظه خندهاتو
همه زندگیم بود به پای تو بودن نفسم بود برای تو
ولی راحت کردی تو فراموشم فکر کردی شمعمو من تموم می شم
سرت شلوغه آخه وقت نداری همگانی شدی تو که شان نداری
تو که می گفتی چیزی کم نداری وقتی با منی هیچ وقت غم نداری
پس دیدی زیر پات له شدم تو مه شکنو منم مه شدم
می خوام باهم باشیم هنوز تا ابد اگه این دستو نبردم بریم دست بعد
یادته شبهای پر غم و غصته نمی خواستم ببینم اشک چشاتو
حالا نیستی ببینی دارم میمیرم واسه دیدن یه لحظه خندهاتو
هرگاه دفتر محبت را ورق زدی
و
هرگاه زیر پایت خش خش برگها را احساس کردی
هرگاه در میان ستارگان آسمان تک ستاره ای خاموش دیدی
برای یکبار در گوشه ای از ذهن خود
نه به زبان
بلکه از ته قلب خود بگو : یادت بخیر
من برای سال ها مینویسم
سال ها بعد که چشمان تو عاشق میشوند
افسوس که قصه ی مادربزرگ درست بود.
همیشه یکی بود یکی نبود
یادمان باشد اگر شاخه گلی را چیدیم وقت پر پر شدنش سوز و نوایی نکنیم...
یادمان باشد سر سجاده عشق جز برای دل محبوب دعایی نکنیم...
یادمان باشد از امروز خطایی نکنیم گرچه در خود شکستیم صدایی نکنیم...
یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق ز هر بی سر و پایی نکنیم
اشکی مانند قطره بارانی از گونه های آشنایی سرازیر شد…
قطره بارانی که اولین قطره بود که از آسمان زندگی به زمین افتاد…
قطره ای از اشکهای گونه ای پر از مهر که زمین را سر سبز و زیبا کرد…
من دیدم درآن اشک چه می گذرد…من دیدم در آن قطره اشک چه شوری برپاست؟
قطره ای از اشکهای پر از مهر و محبت یک مادر…
درست است…آن قطره همان اشک است و آن گونه همان گونه مادر است اشک مادر!
اگر می خواهی معنی واقعی عشق را بفهمی عشق مادر به فرزندش همان عشق
واقعی و گمشده است که تمام دنیا به دنبال همین معنا بودند…
عشق واقعی بدون شک عشق مادر به فرزندش است…!
نه هوس در آن است، نه دروغ و نیرنگی در آن است ، نه زود گذر است ، نه غصه و گریه به خاطر جدایی در آن است ، نه پایانش
جدایی است!
عشق واقعی در نگاه مادر به فرزندش است…!
من آرزو دارم یک قطره از اشکهای پر از مهر و محبت مادرم را بر روی دستهایم
احساس کنم…!
می خواهم آن گرمای اشک مادرم را بیشتر احساس کنم…!
اشکی که جاودانه است ، اشکی که واقعا عاشقانه است!…
این عشق مادرانه نه احساسات است ، نه دیوانگی است ، نه جنون است و نه گناه!
یک انسان خوشبخت انسانی است که در نگاه چشمان مادرش که پر از اشک است
معنی واقعی عشق را بفهمد!
ببیند این اشکهایی که از چشمان مادرش ریخته می شود برای چه چیزی ریخته می شود؟ چرا ریخته می شود؟
آیا از روی احساسات است ؟ آیا از روی نیرنگی و دروغ است؟
این اشکها مقدس است ، این اشک مادر را باید پرستید…!
عشق یعنی همین!…عشق واقعی اینجاست!…قلب و چشم یک مادر چشم انتظار
فرزندش…!
آیا مادر این اشکها را فقط برای خودنمایی و به دست آوردن دل فرزندش می ریزد؟
این اشکی که از روی گونه مادر ریخته می شود از ته دل و از تمام وجود ریخته می شود
این عشقی است که بین مادر و یک فرزند است
این اشکی است که به خاطر عشق مادر به فرزندش است!…
آهای عاشقان عشق شما همه بیهوده است!…
آهای عاشقان معنی عشق در نگاه یک مادر است!…
آهای عاشقان عشق واقعی در قلب یک مادر است!…
اگر می خواهید عاشق شوید عشق مادر به یک فرزند را سرلوحه و الگوی خود قرار
دهید که در آن نه صحبتی از هوس است و نه صحبتی از جدایی
اما مطمئن باشید این عشق مادرانه ابراز شدنی نیست!!!!
مطمئن باشید این اشکی که از گونه های مادر به خاطر دوست داشتن نسبت به
فرزندش ریخته می شود تو ای عاشق هر چه عشقت را دوست داشته باشی نمی
توانی این ابراز اشک ریختن مادرانه را داشته باشی…!
ای مادران شما واقعا عشق واقعی هستید!…
ای مادران شما همان فرشته زندگی ما هستید … همان فرشته عاشق فرزندان